قابل توجه بچه های تکریت 5

به نام خدا 

توجه توجه !! این پست ثابت است لطفا برای دیدن مطالب جدید به مطلب بعدی بروید.

 

اسامی زیر را با همکاری برادر عزیز و گرامی ام جناب اقای شیخی پور که انصافا حافظه خوبی دارند تهیه کرده ام 

بله اسامی بر و بچه های تکریت 5  را لیست کرده ام تا دوستان با خوندن اون یادی از دوستان  خود در تکریت 5 کرده باشند اگه نام دوستی نیز در لیست نبود لطفا در قسمت نظرات یادآوری کنید 

مجددا از برادر گرامی ام جناب آقای شیخی پور که زحمت یادآوری این لیست را کشیده اند تشکر می کنم . 
ضمنا از برادر عزیزم اقای علی اکبر رفیعی نیز سپاسگزارم که در لحظات پایانی درج اسامی، به یاری آمده و لیستی کامل از دوستان را در اختیارم گذاشتند.
جزاکهم الله خیرا  

برای دیدن لیست به قسمت ادامه مطلب تشریف ببرید

ادامه نوشته

کرونایی که کروناهای وجودی خیلی ها را آشکار کرد

با سلام 
این روزها حرف و حدیث زیادی در باره ویروس کرونا بالا گرفته است ، خیلی ها خالصانه و از روی عشق آستین های همت را بالا زده و در حال خدمتند و برعکی برخی نیز آستین های همت طمع و زیاده خواهی را بالا زده اند و برای منافع شخصی خود در تلاشند و برخی نیز از تمام مرزهای نوع دوستی و انسانیت را زیر پا گذاشتند و اجازه ندادند بیمارستان شهرشان محل قرنطینه همشهریان خودشان شود ، و آنرا آتش زدند ، بنده ریشه این اعمال را در آموزش مستقیم و یا غیر مستقیم خواص می بینم. نظر شما چیست؟

همه ضررها و زیانها در این 4 مورد است

همه ضرر و زيان‌هاى جامعه در اثر چهار صفت

من مواعظ علی عليه السلام: من استطاع أن يمنع نفسه من أربعة اشياء فهو خليق بأن لاينزل به مكروهٌ أبداً قيل: وما هنّ يا أميرالمؤمنين! قال: العجلة واللجاجة والعُجب والتّوانی.
(تحف العقول صفحه ۲۲۲)
 هركس اين چهار صفت را از خود دوركند خواه فرد باشد، خواه مجموعه دست‌اندركاران و رؤسای جامعه، هيچ‌گاه حادثه و واقعه ناخوشايندى، متوجه او نخواهدشد:
۱- عجله، بدون تأنّى و دقت، تصميم‌گيرى كند يا كارى را اجراء نمايد (عجله غير از سرعت در عمل است).
۲- لجاجت، يكى از مسائل خطرناك و بلاهاى دامن‌گير، اصرار و پافشارى ناحق، در مسأله‌اى است كه چون اين حرف را گفته و يا چنين موضعى اتخاذ كرده حاضر نيست عقب‌نشينى كند و لو خلاف آن ثابت شود.
۳- مغرورشدن و خودشگفتى، كه انسان نقص‌ها و ضعف‌هاى خود را نديده و احياناً محسناتش را بزرگ بشمرد.
۴- كاهلى و سستى، كار امروز را به فردا افكندن و تأخير انداختن.
بنده، در اثر تجربياتى كه در سالهاى متمادى پيدا كردم به اين نتيجه رسيدم كه اين سخن على (عليه السلام) واقعاً حكمت تمامى است و همه ضرر و زيان‌هايى كه متوجه جامعه شده است در اثر اين امور بوده. خداوند ان شاءاللّه ما را با مجاهدت خودمان و با توفيق خودش از اين صفات دور بدارد.
منبع : درس خارج فقه مقام معظم رهبری

قضاوت های امیر مؤمنان علی (ع)

مَن لا یحضره الفقیه: امام باقر علیه‌السلام فرمود: علی علیه‌السلام وارد مسجد شد و جوانی گریان به استقبال او آمد درحالی­که عده‌ای او را آرام می­کردند، علی علیه‌السلام پرسید: چه چیزی تو را  به گریه وا داشته است؟ گفت: ای امیر مؤمنان، قاضی شریح در مورد من حکمی صادر کرده که دلیل آن را نمی­فهمم، این جماعت پدر من را با خود به سفر برده‌اند، اکنون خود بازگشته­اند و پدرم همراه آنان نیست، از آنان در مورد پدرم پرسیدم پس گفتند: او مرده است، در مورد اموالش پرسیدم و گفتند: مالی به جای نگذاشته است، آنان را نزد قاضی شریح بردم و او سوگندشان داد؛ ای امیر مؤمنان، من آگاه گشته­ام که پدرم به هنگام خارج شدن، اموال فراوانی با خود داشته است. پس علی علیه‌السلام به آنان گفت: باز گردید، و همه آنها را به همراه جوان نزد شریح برد و به او گفت: ای شریح، بین اینان چگونه قضاوت کرده­ای؟ شریح گفت: ای امیرمؤمنان، این جوان مدّعی شده که پدر او با این جماعت به سفر رفته ولی با آنان بازنگشته است، من نیز در مورد پدرش از آنان پرسیدم و گفتند: فوت کرده است، از اموالش پرسیدم و گفتند: چیزی به جای نگذاشته است، آن­گاه به جوان گفتم: آیا برای اثبات ادّعایت بینه و دو شاهد عادل داری؟ گفت: نه، پس آنان را سوگند دادم؛ علی علیه‌السلام به شریح فرمود: ای شریح، قضاوت تو دور از واقعیت بوده است! آیا در این گونه موارد چنین به قضاوت می‌پردازی؟ شریح پاسخ داد: ای امیرمؤمنان، قضاوت در این مورد چگونه است؟ علی علیه‌السلام فرمود: ای شریح، به خدا قسم به گونه­ای در این مورد قضاوت می‌کنم که مردم پیش از من بدان قضاوت نکرده‌اند البته غیر از داوود نبیّ علیه‌السلام؛ ای قنبر، شرطة الخمیس (نام چند نفر که با امیرالمومنین هم‌پیمان بودند) را صدا بزن، و قنبر چنان کرد، آن­گاه بر هر یک از آنان یک نفر از شرطة الخمیس را گمارد، سپس امیرمؤمنان علیه‌السلام به صورت­هایشان نگاه کرد و فرمود: چه می­گویید؟ آیا فکر می­کنید من نمی‌دانم با پدر این جوان چه کرده­اید؟ در این صورت من نادانم. سپس فرمود: آنان را از هم جدا کرده و سرهایشان را بپوشانید، پس از هم جدا شدند و هریک از آنان درحالی­که سرش با لباس‌هایش پوشیده شده بود در کنار ستونی از ستون‌های مسجد قرار داده شد، و امام علی علیه‌السلام  کاتب خویش عبیدالله بن أبی رافع را فراخواند و به او فرمود: یک کاغذ و دوات حاضر کن و آن­گاه در مجلس قضاوت نشست و مردم گرد او را گرفتند، پس فرمود: هرگاه من تکبیر گفتم شما نیز بگوئید، و به مردم فرمود: جمع شوید، سپس مردی از آن جماعت که به سفر رفته بود را صدا زد و او را در مقابل خود نشاند و صورتش را آشکار کرد، و به عبیدالله گفت: آنچه به آن اقرار می­کند و می­گوید را بنویس، سپس شروع به سؤال کردن از او کرد و فرمود: در چه روزی با پدر این جوان از خانه­هایتان خارج شدید؟ مرد گفت: فلان روز، امام پرسید: در کدام ماه؟ گفت: درفلان ماه، امام پرسید: هنگام مرگ پدر این جوان به کجا رسیده بودید؟ گفت: به فلان مکان، امام پرسید: و در منزل چه کسی وفات نمود؟ گفت: در منزل فلانی پسر فلانی، امام پرسید: و بیماری او چه بود؟ گفت: فلان و فلان بیماری، امام پرسید: چند روز مریض بود؟ گفت: فلان مقدار، امام پرسید: چه کسی از او پرستاری کرد؟  در چه روزی فوت کرد؟ چه کسی او را غسل داد؟ کجا غسلش داد؟ چه کسی او را کفن کرد؟ با چه چیزی کفنش کردید؟ چه کسی بر او نماز خواند؟ و چه کسی او را در قبرش نهاد؟ هنگامی که امام علی تمام این سؤال‌ها را از آن مرد پرسید، تکبیر گفت و مردم نیز با او تکبیر گفتند، پس دوستان آن مرد به تردید افتادند و شک نکردند که دوستشان علیه خود و آنان اقرار کرده است، سپس امام علیه‌السلام دستور داد که سرش را بپوشانند و او را به زندان ببرند، آن­گاه یکی دیگر از آنان را صدا زد و او را در مقابل خود نشاند و صورتش را باز کرد و فرمود: گمان می­کنی نمی­دانم با پدر آن جوان چه کرده­اید؟ پس [آن مرد] شروع به اقرار کرد و گفت: ای امیرمؤمنان، من فقط یکی از آنان بوده­ام و از کشتن آن مرد نیز بیزار و ناراضی بودم، و به قتل اقرار کرد، سپس امام یکی یکی آنان را صدا زد و همه به قتل و غصب اموال پدر آن جوان اقرار کردند، سپس کسی که فرمان به زندانی کردنش داده بودند را نیز بازگرداند و او نیز اقرار کرد، آن­گاه امام علیه‌السلام  مسؤولیت مال و خون پدر آن جوان را بر عهده آنان نهاد.

شریح گفت: ای امیرمؤمنان، شیوه قضاوت داوود علیه‌السلام چگونه بود؟ امام فرمود: داوود نبی علیه‌السلام بر پسر بچه‌هایی گذر کرد که بازی می­کردند و یکی از خودشان را به اسم (مات الدین) صدا می­زدند، پس آن پسر بچه را صدا زد و به او گفت: ای پسر، اسم تو چیست؟ جواب داد: (مات الدین)، داوود به او گفت: چه کسی تو را به این اسم نامگذاری کرده است؟ گفت: مادرم، پس به سوی مادرش به راه افتادند، داوود گفت: ای زن، اسم پسرت چیست؟ گفت: (مات الدین)، داوود پرسید: چه کسی او را به این اسم نامیده است؟ گفت: پدرش، داوود پرسید: ماجرای این نامگذاری چگونه است؟ گفت: پدر این بچه همراه عده­ای از مردم به سفر رفت در حالی­که من بچه را در شکم داشتم، مردمی که با شوهرم بودند بازگشتند ولی او بازنگشت و هنگامی که از آنان درباره شوهرم پرسیدم گفتند: فوت کرده است. گفتم: اموالی که برجای گذاشته، کجاست؟ گفتند: چیزی از او به جای نمانده است، گفتم: آیا به شما وصیتی نکرد؟ گفتند: چرا، می‌پنداشت که تو بارداری، پس اگر دختر یا پسری به دنیا آوردی او را (مات الدین) اسم بگذار، و من نیز چنان کردم. داوود فرمود: آیا مردمی که با شوهرت به مسافرت رفته بودند را می­شناسی؟ گفت: بله، فرمود: آنان زنده­اند یا مرده؟ گفت: زنده­اند، فرمود: مرا نزد آنان ببر، سپس داوود با آن زن به راه افتاد و همه همراهان شوهر او را از خانه‌هایشان خارج کرد و مانند من به قضاوت بین آنان پرداخت و مسؤولیت مال و خون شوهر آن زن را بر عهده همراهانش نهاد، سپس به زن گفت: اسم پسرت را (عاش الدین ) بگذار.

تهذیب: ابو بصیر از امام باقر علیه‌السلام نظیر این روایت را نقل کرده است. [التهذیب ج 2: ص 96-97/ بحارالانوار. ج 14. کتاب تاریخ پیامبران ـ 4. ابواب داستان‌های  حضرت داوود (ع). باب اول. ص 20-22. ح 20]

 [من لایحضره الفقیه: ص 322/ بحارالانوار. ج 14. کتاب تاریخ پیامبران ـ 4. ابواب داستان‌های  حضرت داوود (ع). باب اول. ص 20-22. ح 20]

لیبرال دموکراسی آمریکایی و انتخابات اخیرش

فقدان تحلیل عمیق انتخابات اخیر آمریکا هنوز گویای فاصله ی نخبگان و رسانه های کشور با واقعیّت جاری است  .

البته وقتی تمام همّت خبرنگار حاشیه ساز سیما در نیویورک ، معطوف به تولید رپرتاژ تبلیغی برای کلینتون و باز نشر متلک های جنسی مناظرات می شود ، غفلت از تحوّل و تغییری که زیر پوست این انتخابات شکل گرفته است بازخورد طبیعی آن است .

ولی تلاش چندین ماهه ی رسانه های سلطه به خصوص بخش های مختلف بی بی سی در تخریب چهره ی ترامپ و وحشت پراکنی از وی و اکنون خشم و ناراحتی آنان از انتخاب ترامپ خود پیامی مشخص دارد .

با وجود اینکه ترامپ به طور سنتی مانند تمام نامزدهای پیشین آمریکا پیوند خود با رژیم صهیونیستی را تحکیم کرده است ولی خشم رسانه های تحت نفوذ نظام سلطه از انتخاب وی به چه دلیلی است ؟

پاسخ این سؤال را باید در رأی مردم انگلیس به جدایی از اتحادیّه ی اروپا ریشه یابی کرد ، که آن اتفاق نیز خشم بی بی سی و حاکمیّت اروپا را برانگیخته ، بنابر این رئیس حزب جدایی طلب انگلیس نیز پس از انتخاب ترامپ این دو واقعه را دو انقلاب از یک جنس دانست !

« نظم نوین جهانی »  که نظام سلطه از زمان بیل کلینتون جدّی تر آنرا دنبال می کرد و با تشکیل اتّحادیّه اروپا و گسترش ناتو ، مرزهای کشورهای قلمروی امپراتوری لیبرال دموکراسی را برداشت ، و رؤیای انترناسیونالیسم صهیونیست را برآورده می دید با جدایی طلبی انگلیس و حال با شورش ترامپیزمی ، آن هم با شکست کلینتونی دیگر به پایان دوره خود رسیده است .

ترامپ نمادی از شورش درون گرای کشورهای میزبان دولت جهانی و پنهان شیطان بزرگ است ، بنابراین انتخابش اردوگاه غرب را نگران تداوم میزبانی نظام سلطه ی جهانی در آمریکا کرده است و پس از جدایی انگلیس از اتحادیّه ی اروپا که آغاز شماره ی معکوس گسست اتحادیّه ی اروپا می باشد ، می توان انتخاب ترامپ را شروع شانه خالی کردن آمریکایی ها از تحمّل حضور تحمیلی جهان وطنی ( انترناسیونالیسم ) صهیونیست دانست .

آمریکا که پس از جنگ جهانی دوّم میزبان اتاق فکر نظام سلطه بوده و انگلیس ورشکسته برای ادامه ی حیات سلطه ی شیطانی خود نرم افزار استعمار نوین خود را به کاخ سفید منتقل کرد ، و سال ها با تکیّه بر ثروت افسانه ای ایالات متّحده و مالیّات و سربازهای آمریکایی توانست جهانی را به چالش کشیده و کم و بیش مدیریّت کند ، حال پدیده ی ترامپ با اعتراض به این رویکرد و با شکست دادن سلسله ی کلینتون ، پیام واضحی از بیداری آن هم به سبک آمریکایی داشته است .

اینکه ترامپ در شعارهای درون گرایش و رفع فساد های ساختاری چقدر صداقت دارد و چقدر پایداری می کند باید به زمان سپرد ، ولی پدیده ی ترامپ صرف نظر از طبق برنامه بودن یا اتفاقی بودنش به دنبال باز گرداندن شوکت آمریکای مکیده شده می باشد ، که برای آرمان های انترناسیونالیسم لیبرال دموکراسی به ورشکستگی و معضلات بیشماری گرفتار شده است .

پس عقبه ی ترامپ که نشان داد طرفداران خاموش ولی زیادی دارد ، مبتنی بر درون گرایی و نوعی ملّی گرایی آمریکایی است که برای حفظ اقتدار و بازگشت شکوه اقتصادی و اجتماعی آمریکا از سیاست های جهان وطنی صهیونیست و لشگر کشی جهانی برای آن بیزارند .

بر خلاف جریانی که سال ها در لوای دموکرات و جمهوری خواه حاکم بودند و زیرساخت ها و سرمایه های ملّی آمریکا را نیز هزینه ی جهانگیری های لیبرال دموکراسی و صهیونیست کردند .

بنابراین رأی به ترامپ مانند جدایی طلبی انگلیسی ها ؛ نه بزرگ مردم به جهان وطنی لیبرال دموکراسی و گویای جوششی درون گرا و ملی گرایانه در غرب می باشد که نشانه ی یک پله ترقی به سمت جهان وطنی انسانی و توحیدی می باشد که خیلی به ترامپ ربطی ندارد و این وابسته به مدیریّت این بیداری توسط جبهه توحیدی و فطری انقلاب اسلامی است .

با توجه به ابراز تمایل ترامپ برای همگرایی با اسد و پوتین و گسست وی از عربستان و اینکه مشاور وی امروز اعلام کرد که اوّلین سفر منطقه ای ترامپ به جای دیدار از عربستان  با دیدار از مصر  شروع می شود ، همه گویای همگرایی ترامپ با دولت های ملّی و اتّخاذ سیاستی خلاف ماقبلی هاست که بر محوریّت عربستان بودند و تقویّت دولت های ملّی پس از این اتفاق بازخورد طبیعی آن می باشد ، البته در این مرحله ی گذار  برای اینکه این درون گرایی ها به جنگ های ملّیتی مانند ابتدای قرن بیستم منجر نشود ، باید به سوی همگرایی جهان وطنی توحیدی انسانی هدایت شود و این مأموریّت اندیشمندان و مستقل اندیشان است نه یک شومن تاجر پیشه مانند ترامپ  .

و شاید وقت اثاث کشی نرم افزار شیطان بزرگ از کاخ سفید به منطقه حتّی به میزبانی عربستان و یا جای دیگر رسیده باشد ، پس باید دقیق این پیچ تاریخی را دیدبانی کرد .

برگرفته از وبلاگ : مسعود شفیعی کیا